گفتم یادی از قدیم بکنم. پست زیر را 31 فروردین ٨٥ نوشتم. لینکشم اینه:
http://adam2003.persianblog.com/1385_1_adam2003_archive.html#4943669
سخنان درخشان شكوري راد!

عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي‌

چه بايد كرد؟

۱. بايد درك درستي از ساختار قدرت در ايران داشته باشيم.

باور كنيد تا ته خط را از همين يك جمله خواندم.

2. حتي در مسئله‌ي ولايت فقيه، كه برخي مي‌گفتند فراتر از قانون اساسي است، خاتمي گفت ولايت فقيه بايد در چارچوب قانون اساسي باشد؛ و در عين حال، آن را عمود خيمه‌ي نظام ناميد.

۳. خاتمي استراتژي برد- برد را در پيش گرفت.

توجه داريد كه اين جمله‌هاي درخشان در پي آن درك ساختاري از قدرت رديف مي‌شوند.

۴. مسلماً آقاي خاتمي نيامده بود كه اركان نظام را به چالش بكشد و يا نظام جمهوري اسلامي ايران را عوض كند.

اولاً اين سوال برايم پيش مي‌آيد كه پس آمده بود چه... بكند؟ ثانياً، ما كه مي‌دانيم آمده بود اركان نظام به چالش كشيده نشوند. ديگه خودتونين!

5. اگر بخواهيم براي آينده طرحي در نظر بگيريم، نقطه اميدي كه مي‌تواند وجود داشته باشد، بازگشت به گفتمان آقاي خاتمي و طراحي يك استراتژي برد- برد جديد است.

جهت تحقق همان به چالش كشيده نشدن... كه آقاي خاتمي برايش آمده بود.

6. شرايطي كه الان در آن قرار داريم، امكان تحرك را نمي‌دهد

من فكر مي‌كنم اين شجاعت زياد باعث چاييدن آدم مي‌شود.

7. آن‌چه آقاي خاتمي در 8 سال رياست جمهوري خود تاكيد مي‌كردند، سازگاري دين ودموكراسي است.

كمي صبر داشته باشيد خواننده‌ي عزيز، معني‌اش در بند بعد مي‌آيد.

8. متدينان جامعه‌ي ما بايد احساس كنند دين در آينده مورد خدشه قرار نمي‌گيرد و كساني كه به استيفاي حقوق اجتماعي قائل هستند، بايد احساس كنند به حداقل حقوق خود دست پيدا مي‌كنند.

خدا را شكر، خدا را شكر...

9. الان شرايط از پيش از دوم خرداد بهتر است.

ديگه خجالت زده‌مان نكن، دكتر!

10. لذا در پاسخ «چه بايد كرد؟» توصيه‌ من پي‌گيري گفتمان سازش دين و دموكراسي، محدود كردن خواسته‌هاي اصلاح‌طلبي به اهداف قابل تحقق‌، ارزيابي درست شرايط و امكانات موجود و در نظر گرفتن استراتژي برد - برد به گونه‌اي كه اين برنامه‌ها در جهت حذف يا نابودي جناح مقابل نباشد، است.

تو ديگه اِندِشي! اهداف قابل تحقق(=روسري مشكي، به جاي چادر مشكي)،‌ ارزيابي درست شرايط (=قربان قد موتلفه)، استراتژي برد-برد(=باور كن مي‌گفتي شكم -شكم ، زيرِ...، ببخشيد؛ هوم، بله، بهتر بود).

11. ساختار مشاركت ساختاري نيست كه بتواند پنهان كاري كند.

الله اكبر! الله اكبر...

12. درباره‌ي بحران هسته‌اي: ما بازيگر اين ميدان نيستيم،

بالاخره، يك كلمه حرف حساب زدي. حزبي در قد و قواره‌ي مشاركت چكارش به بحران هستي و مسائل بي‌اهميتي مثل اون؟!!

هپيشو... هپيشووووووووووو! مردم به خدا!!!!



 

نوشته شده توسط علی آزاد در چهارشنبه بیستم تیر 1386 ساعت 10:2 موضوع | لینک ثابت